خرید بک لینک
میلادِ با سعادتِ شاهِ رُسُل رسیدصلِ علی محمد و آل اش تورا نوید لطفِ اَحَد دوباره زمین را به بَر گرفتجودِ صَمَد به عٰالَمی از اِنس و جن وَزیدتوحید دستِ خلق ِ خدا را فشردو همحیِّ علی الفلاح بشر را به بر کشیدنورانی شد زمین و زمان، عرشِ کبریاتوفانی شد ز شوق دلِ دوست، بس تپیدچشم اش گشود خاتم پیغمبران کنوندیگر به گیتی رسم شود قانونِ تازهبا مقدمِ مبارکِ سلطانِ اولیاءغمگین و رو سیاه شد ابلیس، آن پلیددیگر نخواهی شد به زمین دفن دختریریشه کنِ رسوم، چنین رسم سر بُریدراه سعادت و رَوش و رسمِ زندگیفیضِِ وجودِادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال پورحسین تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 17:15

هست مولودِ بوالحسن، تبریکهمه مخلوق! (مرد و زن)، تبریک نشد بنویسم این سخن، تبریکدر همه بندِ شعرِ من، تبریکرسید از راه بت شکن، تبریکهست مولودِ بوالحسن، تبریککعبه در برگرفت بنتِ اسدتا تولّد شود لطفِ احّددوستِ دیرین و یاوَرِ اَرشَددستیار، یار ویاورِ احمداسد اللهِ خیبرکَن، تبریکهست مولودِ بوالحسن تبریکعلی با حق بُود حق با علیکلامِ پیامبر کلامِ نبینه مُزد رسالت فقد این وصیرسید مردمانرا امیر و وَلیمیرِ دانا، دشمن فگن، تبریکهست مولودِ بوالحسن، تبریکاینک امروز، روز تو تبریکعزّتم بودی آبرو، تبریکلطف حق شادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال پورحسین تاريخ: پنجشنبه 8 مرداد 1405 ساعت: 5:30

حسین جانِ من جانِ جانانِ من تویی عشق و شور نیاکان من چرا خون نریزم ز مژگان من شدی پاره پاره ای عطشان من حسین جانِ من جانِ جانانِ من بلند پرچم ات تا جهان پایدار تورا پادشاهی پُر از اقتدار محبان بُوَد از فراق بی قرار ز عشقِ تو اینجا هزاران هزار به بزمِ عزا جمعِ یارانِ من حسین جانِ من جانِ جانانِ من من از کودکی دل به تو داده ام خدا را سپاس اندر این جاده ام حلال خواسته و هم حلال زاده ام به قربانی در راهت آماده ام تویی عشق و شور نیاکان من حسین جانِ من جانِ

برچسب: نویسنده: دانیال پورحسین تاريخ: پنجشنبه 8 مرداد 1405 ساعت: 5:30

عجب فوتبال عالی را به تمثیل نمایش میدهد تیمِ برازیل تماشا کن تو بازی قشنگ اش چی مستانه مثال دجله یی نیل حریف اش را به هر سو می دواند نمی خواهد زند گول اش به تعجیل شکستِ قطعی را بر حریف اش نماید لحظه بر لحظه تحمیل به ضربِ مهاجم هایش دقت کن فقد بودی تصادم با پای فیل داوری گر درست باشد برنده است برازیل و برازیل و برازیل حبیب یار دایم دارد این سخن را هزاران لعنتِ حق بر عزازیل

برچسب: نویسنده: دانیال پورحسین تاريخ: پنجشنبه 8 مرداد 1405 ساعت: 5:30

عاشق بیچاره عاشق بیچاره هردم دل پریشان است و بس سینه اش سوزان چوشمع دایم به نقصان است و بس سربه کف دارد همیشه در ره یی عشق و صفا از برای دلبرش حاضر به قربان است و بس عاشقی دیدم که حیران کرده اهل عشق را در وفا و مهر سردار عشاقان است و بس جابک و مستانه در صحرای گرم امتحان با هزاران اشتیاق حاضر به پیمان است و بس جان و مال و هستیش را از وفا برباد کرد ثبت اسمش در دفاتر هم به دیوان است و بس پاره پاره شد تنش از ضرب تیغ اشقیا انس

برچسب: نویسنده: دانیال پورحسین تاريخ: پنجشنبه 8 مرداد 1405 ساعت: 5:30

جان من تا کی برای دیگران زحمت کشید؟یا به دشمن کار کرد و رنج بی قیمت کشیددست و پا معیوب شد، قوت و نیرو هم تمامبا ضرر بستیم عهد و روز و شب محنت کشیداثر عطاالله حبیب یار ۱۴۰۲/۵/۲۷ + نوشته شده در جمعه ۱۴۰۲/۰۵/۲۷ ساعت ۱۱:۳۱ ق.ظ توسط عطاالله (حبیب یار)  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال پورحسین تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1402 ساعت: 22:19

اے خـבایا انتظارم בر کمین آرزوے زیارت اربعین

حق هشت פּ چهار ما را هم رسان

پا بوس شهـבاے راستین

اثر عطاءاللـہ حبیب یار ۱۴۰۱/۴/۱۵

+ نوشته شده در شنبه ۱۴۰۲/۰۵/۲۸ ساعت ۷:۵۴ ب.ظ توسط عطاالله (حبیب یار)  | 

برچسب: نویسنده: دانیال پورحسین تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1402 ساعت: 22:19

خسته ام از جور و ظلم روز گارمیرسد بر ما مصیبت بار باراز وطن دور و ز دوستان همچنانآب و نان در کام ما چون زهرمارهر قدر کوشش ، درها کل بسته شدرفت از ما طاقت و صبر و وقارتا بکی ماتم ، غم و محنت ، فراق؟تا کی اشک و سوز و چشم انتظارروز از روز و شب با شب بد تر استکوه غربت ، کیسه خالی ، درد هزارای نفس صبر و تحمل با تلاشتا مگر روزی بینیم خوش بهارحبیب یار از یار غافل اینچنینتوبه باید کرد هر روز بیشمار + نوشته شده در شنبه ۱۴۰۲/۰۶/۰۴ ساعت ۶:۴۷ ب.ظ توسط عطاالله (حبیب یار)  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال پورحسین تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1402 ساعت: 22:19

صفحه بندی