میلادِ با سعادتِ شاهِ رُسُل رسید
صلِ علی محمد و آل اش تورا نوید
لطفِ اَحَد دوباره زمین را به بَر گرفت
جودِ صَمَد به عٰالَمی از اِنس و جن وَزید
توحید دستِ خلق ِ خدا را فشردو هم
حیِّ علی الفلاح بشر را به بر کشید
نورانی شد زمین و زمان، عرشِ کبریا
توفانی شد ز شوق دلِ دوست، بس تپید
چشم اش گشود خاتم پیغمبران کنون
دیگر به گیتی رسم شود قانونِ تازه
با مقدمِ مبارکِ سلطانِ اولیاء
غمگین و رو سیاه شد ابلیس، آن پلید
دیگر نخواهی شد به زمین دفن دختری
ریشه کنِ رسوم، چنین رسم سر بُرید
راه سعادت و رَوش و رسمِ زندگی
فیضِِ وجودِ احمدِ مختار شد پدید
اخلاقِ اعظم و اسوه اَحسن آمدی
الگو گرفت باید از آن پیکرِ سعید
دو نور در تجّلی و دو راه یک هدف
احیای حقِ رفته به دلهای ما امید
ظلم و ستم، فریب و ریا رنگ باختند
چون قصه دو کوثرِ اخلاق هی شنید
صادق با جدّ خویش تشرف نموده اند
احمد با آلِ خویش سیاهی کند سپید
تبریک و شادباش ازین نعمت بلند
خرسند هر که مهرِ محمدص بدل خریداری
این میمنت مبارک و این دل حبیب یار
در بندِ خاندانِ رُسُل با عشق امید
برچسب:
نویسنده: دانیال پورحسین